معرفی کتاب «و توی دروازه»: ورود عجیبترین نوجوان به جبههای که شوخی نمیشناسد!
نام کتاب «و توی دروازه» به خودی خود یک دعوت غیرمنتظره است؛ یک پرانتز در میان اسامی رسمی نبردهای بزرگ. اما آنچه عباس سعیدی در این رمان نوجوانانه روایت میکند، حتی از نام کتاب هم شگفتآورتر است. این کتاب، برشی صمیمی، خواندنی و پر از هیجان از روزهای دفاع مقدس است که یک سوال کلیدی را مطرح میکند: عزیزدردانههای خانهها وقتی به دل آتش میروند، چه داستانی خواهند ساخت؟
این رمان، داستان پسری را روایت میکند که با کولهباری از شیطنتهای شهری، وارد جبههای میشود که در آن، فرصت شیطنت کردن به معنای واقعی کلمه، از او سلب میشود. از همان لحظه ورود، خواننده درمییابد که این یک روایت ساده نیست؛ این نبرد، جدال نابرابر بین اهالی یک روستا و سربازان تا بن دندان مسلح بعثی است.
شیرینی روایت در میان تلخی گلوله و تعقیب و گریز
جادوی «و توی دروازه» در ترکیب منحصر به فردی نهفته است: تلخی صحنههای دردناک جنگ در کنار روایت شیرین و خوشخوان نویسنده. هر چقدر آنچه در داستان رخ میدهد، برای شخصیتها تلخ و تحملناپذیر است، لحن عباس سعیدی خوشگو و جذاب باقی میماند و خواننده را با خود میکشاند.
این کتاب، یک تجربه داستانی جدید در ژانر دفاع مقدس است که هم برای نوجوانانی که ممکن است جنگ را تنها یک بازی بزرگ فرض کنند و هم برای بزرگسالانی که دنبال داستانی خوشمزه و پر از هیجان هستند، جذابیت دارد. داستان پر است از هیجان، گلوله، تعقیب و گریز و در عین حال، لحظاتی که در عمق تلخی، یک شادی کوچک را جستجو میکنند.
اوج انسانیت در مواجهه با نابرابری
یکی از قدرتمندترین لحظات کتاب، نمایشی از هویت جمعی در برابر تهدید است، جایی که یوسف، در مواجهه با یکی از اهالی، عمق پیوستگی آنها را درک میکند:
کریم بغض ناخواندهاش را قورت داد، یقۀ دشداشهاش را مرتب کرد، آستینهایش را پایین آورد، صدایش را صاف کرد و در نهایت گفت: «من کریمم. من خلیلم. من غلامم. من عدنانم. من عبدالزهرام. من زائرم. من رمضانم. من خلفم. من عیسام. من حبیبم. من جمعهام. من جلیلم. من سمیرهام. من سعیدهام. من ناصرم. من علیام. من نظامم. من قاسمم. من فوزیهام. من عباسم. من عزیزم. من دینارم. من کاظمم. من یاراللّهام. من موسام. آقا! من همۀ جوونهای ابوحمیظه هستم…»
یوسف کریم را بغل کرد. جای خالی گوشش در چند سانتی متری چشم خلیل بود…
این دیالوگ، که در آن کریم نام تمام اهالی روستا را به عنوان خود میگوید، نمادی از فداکاری و یگانگی در برابر دشمن است. این بخش، تلخی از دست دادن (گوش خالی) را با شیرینی هویت جمعی در هم میآمیزد.
جمعبندی: دروازهای به سوی درک متفاوت از جنگ
«و توی دروازه» نه تنها یک رمان نوجوان، بلکه یک اثر خوشساخت است که نشان میدهد چگونه میتوان از دل حوادث سخت، داستانی با نثری دلنشین بیرون کشید. این کتاب، دروازهای است برای ورود به درک متفاوتی از نوجوانی در جنگ؛ جایی که شیطنتها جای خود را به شجاعتهای بزرگ میدهند.
خرید کتاب «و توی دروازه» با تخفیف از ویتامین بوک
رمان نوجوان «و توی دروازه» اثر عباس سعیدی، با ترکیبی از طنز، هیجان و تلخی دفاع مقدس، جهت سفارش و تهیه، از طریق فروشگاه اینترنتی ویتامین بوک در دسترس علاقهمندان قرار دارد.

مشاوره رایگان
ارسال سریع و متنوع
پرداخت امن
ضمانت بازگشت کالا



هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.